Red Sparrow
6.7 (میانگین رآی 60,924 نفر)
53 نمره منتقدین
8 امتیاز کاربران (97 رای)

Red Sparrow ( 2018 )

تاریخ انتشار :2018/03/02
دامینیکا اِگُرُوایِ بالرین، به عضویت مدرسه‌ی اسپارو که یک سرویس اطلاعاتی روسی است در می‌آید که در آن‌جا مجبور می‌شود از بدنش به عنوان سلاح استفاده کند. اما در اولین ماموریتش، که در آن هدفش یک مامور سی‌آی‌اِی است، امنیت هر دو کشور روسیه و آمریکا در خطر قرار می‌گیرد.
Red Sparrow
  • کیفیت: BluRay 1080p Full HD حجم : 10.9 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: DRONES
    کیفیت: BluRay 720p HD حجم : 6.55 گیگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: DRONES
    کیفیت: BluRay 1080p حجم : 2.24 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: YIFY
    کیفیت: BluRay 1080p حجم : 1.9 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: Ganool
    کیفیت: BluRay 1080p حجم : 2.64 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: MkvCage
    کیفیت: BluRay 1080p حجم : 2 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: NightMovie
    کیفیت: BluRay 1080p x265 حجم : 1021.22 مگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: NightMovie
    کیفیت: BluRay 1080p x265 - 10 bit حجم : 2.03 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: PSA
    کیفیت: BluRay 720p حجم : 1.17 گیگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: YIFY
    کیفیت: BluRay 720p حجم : 1.25 گیگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: MkvCage
    کیفیت: BluRay 720p حجم : 950.25 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: Ganool
    کیفیت: BluRay 720p حجم : 1020.4 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: NightMovie
    کیفیت: BluRay 720p x265 حجم : 900.58 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: MkvCage
    کیفیت: BluRay 720p x265 حجم : 655.94 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: PSA
    کیفیت: BluRay 720p x265 حجم : 500.02 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: NightMovie
    کیفیت: BluRay 720p x265 - 10bit حجم : 918.44 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: PSA
    • SanAndreas
      آیا این نقد برایتان مفید بود ؟
      SanAndreas
      چهارشنبه, 29 فر 1397 ساعت 17:50
      نقاط قوت
      نقاط ضعف
      «گنجشک سرخ » براساس رمانی به همین اسم به نویسندگی جیسون متیوز، مامور سابق سازمان جاسوسی آمریکا ( CIA ) ساخته شده است. رمان مذکور در بازار کتاب موفقیت های نسبتاً خوبی را بدست آورد و در بین مقامات سیاسی نیز به دلیل جزئیاتش درباره مراحل جاسوسی، مورد تحسین واقع شد. با اینحال اقتباس سینمایی که از این کتاب انجام شده، در برخی موارد با داستان اصلی در تعارض است و سازندگان نسخه سینمایی تغییراتی را به دلخواه در داستان ایجاد کرده اند که باعث می شود اثر را خیلی وفادار به منبع اصلی ندانیم.

      داستان درباره دختری روس به نام دومینیکا ( جنیفر لارنس ) می باشد. بالرین جوانی که وظیفه نگهداری از مادر بیمارش نیز با اوست. با اینحال زمانی که دومینیکا متوجه می شود احتمال از دست رفتن آپارتمان و تامین داروهای مادر بیمارش وجود دارد، مجبور می شود به مدرسه ای برود که در آنجا افراد تعلیم می بینند تا از بدن و جذابیت های جنسی خود در جهت جاسوسی و اهداف دولت استفاده نمایند. دومینیکا با اینکه از این شرایط ناخرسند است، به عضویت این مدرسه در می آید اما...

      « گنجشک سرخ » در زمانی به اکران عمومی درآمده که می توان گفت فصل طلایی برای این اثر به شمار می رود! محتوای داستان فیلم شباهت انکار ناپذیری به آنچه که هاروی واینستاین رقم زده دارد ( تهیه کننده فاسد هالیوود ) و حتی برخی از سکانس های فیلم مانند آنچه که در هتل رخ می دهد، می تواند یک ارجاع تصویری به اعمال جنسی باشد که زنان هالیوودی طی ماه های اخیر از آن پرده برداشتند و جنبش های گوناگونی را براساس آن رقم زدند. سوژه فیلم سوء استفاده از بدن و مورد آزار و اذیت قرار گرفتن است؛ با این توضیح که در اینجا نیز دلایل بسیاری وجود دارند که چرایی اجباری بودن این عمل را مطرح می نماید.

      با اینحال جدیدترین اثر فرانسیس لارنس ویژگی های لازم برای رسیدن به یک تریلر هیجان انگیز استاندارد ندارد و در این میان بیشترین ضربه را نیز از فیلمنامه دریافت کرده. یعنی جایی که در همان گام نخست، سیر تغییر دومینیکا از یک بالرین که بهرحال شناخته شده است، به جاسوسی روسی با ویژگی های متفاوت ، بسیار سریع رخ می دهد گویی که سازندگان خیلی علاقه ای به مقدمه چینی نداشته و قصد داشته اند هرچه سریعتر جاسوس خود را به مرحله عمل برسانند. همین شتابزدگی باعث شده تا شخصیت دومینیکا بطور کامل شکل نگیرد و مخاطب از همراهی با او منصرف شود.

      در آثار تریلر معمولاً ضرباهنگ اثر به همراه غافلگیرهایی که در متن قرار می گیرد، از جمله برگ برنده این دسته از آثار محسوب می شوند. اما « گنجشک سرخ » در این خصوص با ایراداتی مواجه است که از جمله آن، عدم وجود خرده داستانهایی است که بتواند اثر را سرپا نگه دارد. « گنجشک سرخ » با زمان بسیار طولانی 139 دقیقه ( برای یک اثر تریلر ) از عدم وجود داستانهای فرعی که بتواند به کلیت اثر انسجام ببخشد رنج می برد و به همین جهت، دقایقی زیادی از فیلم بطور کل زائد هستند و با حذف آن می شد به نتیجه بهتری دست یافت.

      با اینحال « گنجشک سرخ » از ویژگی های ارزشمندی نیز برخوردار است که از جمله آن می توان به فضاسازی دوران جنگ سرد اشاره کرد که با تصحیح رنگ مناسبی در تصویر نقش بسته است و به خوبی توانایی انتقال حس این دوران عجیب را به مخاطب دارد. طراحی صحنه به انضمام موسیقی زیبای فیلم، اثر را در بخش فنی نسبتاً غنی کرده و می توان آن را تحسین نمود.

      جنیفر لارنس که در سالهای اخیر مشغول محک زدن خود در نقش های متفاوت بوده است، در « گنجشک سرخ » وضعیت متفاوتی نسبت به گذشته دارد. لارنس در دو سال گذشته نقش آفرینی های متفاوتی را تجربه کرده که مهمترین آن، حضور در فیلم عجیب و قابل بحث « مادر! » به کارگردانی آرونفسکی بوده است. شخصیت دومینیکا نیز جدیدترین ماجراجویی اوست که البته هرگز عمق نمی یابد و در نهایت بخاطر رفتارهای بی پروای جنسی به خاطر سپرده خواهد شد. البته در این میان لارنس لهجه عجیبی روسی هم اختیار کرده که خیلی هم جالب نیست و نمی توان آن را پذیرفت.

      « گنجشک سرخ » را می توان یک تریلر بی پروا با مجموعه ای از خشونت های جنسی معرفی کرد که در نهایت نیز نمی تواند به جایگاهی بالاتر از آنچه که در تعریف چند کلمه ای اثر بکار رفته برود. جدیدترین فیلم فرانسیس لارنس که قبلاً در سری فیلمهای « عطش مبارزه » با جنیفر لارنس همکاری کرده بود، نه شخصیتی دارد که در ذهن مخاطب باقی بماند و نه اصولاً داستان پتانسیل بالایی داشته که بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد. فیلم در نهایت مجموعه ای خشن از سکانس های جنسی است که در آن اجبار، اصل و اصول بوده و مخاطب هم با تماشای اثر چیزی بیش از موارد فوق بدست نخواهد آورد. « گنجشک سرخ » ویژگی های بسیاری برای فراموش شدن دارد!

      منبع : مووی مگ
    • birjandi
      آیا این نقد برایتان مفید بود ؟
      birjandi
      دوشنبه, 27 فر 1397 ساعت 14:39
      • داستان کلی :
      • نقش آفرینی بازیگران :
      • موسیقی متن :
      • جلوه های ویژه :
      • تأثیرگذاری :
      نقاط قوت
      • سرگرم کننده
      • بازی خوب جنیفر لارنس
      نقاط ضعف
      • کارگردانی محکم ولی به ندرت تاثیرگذار
      • هیچ وقت نمی‌تواند از سطح یک فیلم هیجان‌انگیز کشت و کشتاری بیشتر رود
      «بازیگر برنده‌یِ اسکار در نقش یک قاتل وسوسه‌گر عجیب و غریب ایفای نقش کرده است، کارگردانی فیلم در سطح بالایی نیست و حجم زیادی از خشونت و برهنگی و البته مقدار زیادی لهجه‌یِ بد نیز در آن وجود دارد.»

      بازیگر زنی که بیشترین دستمزد را در میان هم‌رده‌های خود می‌گیرد، وقتی که فرنچایزی که او را به این جایگاه رساند به پایان مسیر خود می‌رسد چه خواهد کرد؟ به نظر می‌رسد که جواب این سوال شامل حضور در یک فیلم رومانتیک درجه ۳ علمی تخیلی(«مسافران»(Passengers)، حضور در یک فیلم از شاخه آرت هوسِ[۱] ترسناک(«مادر!»(Mother!) و حالا بازی در نقش یک قاتل روس بی‌رحم در یک فیلم هیجان‌انگیز که مقادیر بالایی از جذابیت‌های جنسی را در خود دارد می‌شود. بدون شک هر کسی می‌تواند کیفیت کارهای او پس از پایان سری «بازی های مرگبار»(Hunger Games) را زیر سوال ببرد اما زیر سوال بردن انگیزه «جنیفر لارنس» برای انجام‌دادن این پروژه‌ها سخت است.

      عنوان «گنجشک سرخ»(Red Sparrow) که بر اساس رمانی از مامور سابق CIA یعنی «جیسون متیوز» به نگارش در آمده است، «جنیفر لارنس» را در نقش «دومینیکا» قرار می‌دهد، یک رقاص بالرین که از موقعیت خود استفاده می‌کند تا از مادر خود مراقبت بکند. اما وقتی که صدمه‌ای او را از ادامه انجام حرفه‌اش باز می‌دارد، او متوجه می‌شود که دیگر قادر به تامین مالی مادرش نیست چرا که دیگر نمی‌تواند برقصد. عموی او یعنی «وانیا» راه حلی برای این مسئله دارد؛ اگر «دومینیکا» در کار کوچکی به او کمک کند، وی قول داده که در عوض کمک بزرگی به «دومینیکا» خواهد کرد. اگرچه مسائل آن‌گونه که او تصور می‌کرد به پیش نمی‌روند و «دومینیکا» در عوض شاهد یک قتل فجیع می‌شود. «وانیا» به جای کشتن، او را به مدرسه‌ای برای «گنجشک ها»، سربازان سابق و جوان که تعلیم می‌بینند تا از جذابیت خود برای اغوا کردن دشمنان و رسیدن به هدف استفاده کنند، می‌فرستد(این کلاس‌ها شامل آموزش نحوه باز کردن قفل در و دیدن فیلم‌های مستهجن سادیستی و مازوخیستی می‌شود). پس از اینکه او مخالفت‌های عجیبی از خود نشان می‌دهد، او را به اولین ماموریت‌اش می‌فرستند تا یک مامور آمریکایی(جوئل ادگرتون) را اغفال کرده و از او اطلاعات کسب کند. اما آیا «دومینیکا» قابل اعتماد است؟

      در حالی که «مسافران» ملغمه ای عجیب و غریب از هر چیزی بود و «مادر!» هم شکستی جذاب بود، «گنجشک کوچک» آن فیلمی نیست که «لارنس» بتواند با آن دوباره به اوج بازگردد. در ابتدای فیلم و در یکی از صحنه‌ها به هنگام دوش‌گرفتن یکی از شخصیت‌ها، انحراف خاصی وجود دارد که بعد ها و در ادامه فیلم گسترش پیدا می‌کند و تقریباً در هر صحنه‌ای، نوعی از احساس کنجکاوی برای سرک کشیدن در هر چیزی که یک فیلم استودیویی اجازه نشان دادنِ آن را دارد به چشم می‌خورد. برهنگی کامل، صحنه‌های تجاوز، سکانس‌های اروتیک پنهان، آزار بصری و فضا و اتمسفری بسیار تاریک و مستهجن از بخش‌های مختلف فیلم هستند که در نهایت به برخی صحنه‌های زننده منجر می‌شود.

      اما به همان میزانی که کارگردان این اثر یعنی آقای «فرانسیس لارنس»(که در ۳ فیلم از سری «بازی های مرگبار» با «جنیفر لارنس» همکاری کرده بود) تمایل دارد که از برهنگی در فیلم استفاده کند و مرزها را در بنوردد، به همان میزان هم محافظه‌کاری در کارش دیده می‌شود. در حالی که برخی از صحنه‌های برهنگی با خلوص کامل به نمایش گذاشته شده اند، اما در برخی دیگر از صحنه‌ها مراعات‌هایی صورت گرفته است. نوعی عدم سازگاری در طول اثر وجود دارد و تغییر مسیرهای زیادی که فیلم انجام می‌دهد؛ این مسئله باعث می‌شود که شما فکر کنید در صورتی که این اثر یک‌نواخت‌تر می‌بود نتیجه نهایی چگونه می‌شد، یا حتی اگر فیلم دست کارگردانی با خوی خشن‌تر قرار می‌گرفت(«برایان دی پالما» بی‌شک از ساخت این اثر لذت وافی را می‌برد). مسیری که فیلم طی می‌کند بعضاً بدون پیچیدگی کافی و همچنین شور و اشتیاق لازم به نظر می‌رسد و در حالی که کم و بیش مناظر جالبی در فیلم می‌بینیم، بقیه صحنه‌ها بسیار ساده هستند که انگار در یک استودیو ساخته شده‌اند.

      کاملاً به لحاظ مسائل تبلیغاتی قابل درک است که چرا «جنیفر لارنس» در نقش اصلی این فیلم حضور دارد، و به غیر از مشکل کوچکی که در لهجه او وجود دارد، «لارنس» موفق شده تا نقش بسیار خوبی را ایفا کند که تماشای او را بی‌نهایت جذاب کرده است. اما اصراری که عوامل فیلم برای استخدام کردن این همه بازیگر انگلستانی(شارلوت رمپلینگ، جرمی آیرنز، جوئلی ریچاردسون، سیاران هندز ، داگلاس هوج و بسیاری دیگر) برای ایفای نقش‌های جانبی داشته‌اند و از استخدام بازیگرانی که واقعاً روسی باشند خودداری کرده‌اند تا فاز نهایی فیلم مخفی می‌ماند. باید خیلی ناامید باشیم که فکر کنیم فیلم خود از این میزان بلاهتی که در آن جریان دارد آگاه نیست(حتی یک صحنه کامیک بوکی نیز در اثر وجود دارد که به نظر می‌رسد به کل متعلق به اثری دیگر است). عناصر زننده فیلم با دیگر موارد آن قاطی می‌شوند(«تو مرا به مدرسه فاح*شه‌ها فرستادی!» یکی از دیالوگ‌های فیلم است) و باز هم بیننده با این سوال مواجه می‌شود که در صورتی که فیلم روند درست خود را طی می‌کرد با چه اثر بهتری رو‌به‌رو می‌شدیم.

      پیچش‌های داستانی که در اثر وجود دارند به حدی که فیلم‌سازان باور داشته‌اند جذاب و هیجان‌انگیز نیستند( تمام منتقدان قبل از دیدن فیلم، یادداشتی از کارگردان دریافت کردند که به هیچ وجه شگفتی نهایی فیلم را لوث نکنند) و در عوض، پیچیدگی تبدیل به موضوعی بسیار خسته‌‌کننده می‌شود. برقراری ارتباط حسی با شخصیت «لارنس» در فیلم یعنی «دومینیکا» تقریبا غیرممکن است( دوری شخصیت او از بیننده علی‌رغم اینکه در داستان جواب می‌دهد اما باعث می‌شود که فکر کنیم با یک انسان واقعی طرف نیستیم) و اگرچه عملکرد «جوئل ادگرتون» تحسین‌برانگیز است، رابطه‌ی او با «لارنس» حتی سخت‌تر و غیرقابل باورتر نیز شده است. نوعی عدم حضور ارتباط بین آن‌ها باعث شده است که صحنه‌هایی که برای اغوا کردن همه منتظر بودند هم زیاد جالب از کار در نیایند و هر نوع رابطه عمیق‌تری نیز از سوال خارج است. اما علی‌رغم نقص‌های بی‌شماری که فیلم دارد، نیروی محرکه زیادی که در فیلم وجود دارد باعث می‌شود که مدت زمان ۱۳۹ دقیقه‌ای اثر بسیار کافی به نظر برسد و خستگی به سراغ شما نیاید. جذابیت «لارنس» که به هر حال یک ستاره سینمایی بزرگ است باعث می‌شود که ما همیشه فیلم را دنبال کنیم و منتظر این باشیم که شخصیت به لحاظ اخلاقی پیچیده او در قدم بعدی چه کار خواهد کرد .

      نظر تماشاگران درباره «گنجشک سرخ» چه خواهد بود؟ حدس زدن آن سخت است چرا که با یک فیلم بالای ۲ ساعت درباره یک قاتل روسی طرف هستیم که صحنه‌هایی شامل تجاوز و شکنجه را هم شامل می‌شود! صحنه‌های اکشن فیلم به طرز عجیبی کم هستند و دیالوگ‌ها جای زد و خورد را گرفته‌اند. این روش کاملاً جواب نمی‌دهد اما مسئله‌ای درباره کثافت‌های داخل این فیلم وجود دارد که به ما چیزی را که در حقیقت در استودیوهای هالیوودی درباره عناصر انحرافی و مستهجن در فیلم‌ها وجود دارد یادآوری می‌کند. تنها نکته این است که فیلم به حدی که فکر می‌کند اغواگر نیست.

      [۱] آرت هوس: فیلم هنری یکی از ژانرهای فیلم سینمای مستقل است که هدفش جذب مخاطب خاص بجای مخاطب عام سینما است. این‌گونه فیلم‌ها به ندرت از حمایت مالی موسسه‌های فیلمسازی برخوردار می‌شوند و اغلب داراری بودجه پایین، جلوه‌های ویژه کم و بازیگران غیر مشهور هستند. کارگردانان فیلم‌های هنری به دلیل این محدودیت‌ها بیشتر از بازیگران کمتر شناخته شده و حتی آماتور استفاده می‌کنند.
      منبع: سایت نقد فارسی

عناوین مشابه

Lucy (2014)
6.4
لوسی دختری است که در تایپی ( تایوان) زندگی می کند و شغلش مصرف مواد مخدر است. او ناخواسته موادی را وارد سیستم بدنش می کند که او را به یک فرا انسان تغییر می دهد. او دید چشمی قوی به دست می آورد و قادر می شود با ذهنش اجسام را حرکت دهد و دردی هم حس نمی کند...